تبليغاتX
شقایق .... - تولد اشکان3

بخت از دهان یار نشانم نمی دهد               دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد 

قبل از بریدن کیک رفتم سراغ اشکان . 
 وقتی حرف میزد با تمام وجود میخواستم بغلش کنم و ببوسمش. اینقدر محکم تا اشکش در بیاد.
 از بس ماشاءالله این بچه نازه .
 میگم اشکان بخند تا ازت عکس بگیرم از ته ته ته دلش میخنده ...بهش حسودیم شد .که چقدر ساده و بی تکلف میخنده و  دل همه رو با خنده هاش شاد میکنه .!
 در تمام مدتی که داشتم با بچه ها سر و کله میزدمو و ازشون عکس میگرفتم به معصومیتی که داشتن فکر میکردم .معصومیتی که الان هست و اما شاید فردا ......
 بگذریم:اما اشکان جان ، شقایق :
 با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
 با صدتا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
 یه قلب بی قرار با یه حس بی قرار کوچک
 فقط میخواد بهت بگه(( تولدت مبارک))
 
 پ.ن: هر سه تای این پست ها به هم مربوطن هرکسی حوصله کرد همشو بخونه اگرم نداشت اصلا نخونه  . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 1:21  توسط .  |