تبليغاتX
شقایق ....

بخت از دهان یار نشانم نمی دهد               دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد 

قبل از بریدن کیک رفتم سراغ اشکان . 
 وقتی حرف میزد با تمام وجود میخواستم بغلش کنم و ببوسمش. اینقدر محکم تا اشکش در بیاد.
 از بس ماشاءالله این بچه نازه .
 میگم اشکان بخند تا ازت عکس بگیرم از ته ته ته دلش میخنده ...بهش حسودیم شد .که چقدر ساده و بی تکلف میخنده و  دل همه رو با خنده هاش شاد میکنه .!
 در تمام مدتی که داشتم با بچه ها سر و کله میزدمو و ازشون عکس میگرفتم به معصومیتی که داشتن فکر میکردم .معصومیتی که الان هست و اما شاید فردا ......
 بگذریم:اما اشکان جان ، شقایق :
 با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
 با صدتا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
 یه قلب بی قرار با یه حس بی قرار کوچک
 فقط میخواد بهت بگه(( تولدت مبارک))
 
 پ.ن: هر سه تای این پست ها به هم مربوطن هرکسی حوصله کرد همشو بخونه اگرم نداشت اصلا نخونه  . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 1:21  توسط .  | 

جز دلم کاو ز ازل تا بابد عاشق رفت            جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند

صبح:(سر میز صبحانه)
همه سکوت کرده بودنو و به حرفای فرزاد گوش میدادن .
بحث به بگیر بگیر دخترای بدحجاب تو خیابونا رسید .
فرزاد و فرزین هر دوتاشون با چه آب و تابی شروع کردن به تعریف چیزایی که دیده بودن .
خصوصا از 10 شب به بعد.
فرزاد میگفت : از 10 شب به بعد دیگه بدحجاب و با حجاب فرقی نداره .همه رو میگیرن .
(بعد جریان کنسرت شجریانو تعریف کرد . چون تو سالن وزارت برگزار شده بود مثل اینکه رفته بود ببینه چه خبره ؟)
گفت : طرف از اونور دنیا بلند شده چقدر هزینه کرده اومده اینجا بلیطی 600-700 هزار تومن هم پول داده اونموقع به خاطر حجاب و آرایشش بهش گیر دادن ..
یعنی به خیلیاشون گیر دادن و بعدم کردنشون تو گونی و بردنشون .
مثل گوسفند دونه دونه میکردن تو گونی و گله ای میبردن کلانتری ...
(همینطوری هاج و واج داشتم نگاش میکردم ....تو گونی؟ ؟؟ یعنی جدیدا میکنن تو گونی ؟؟ - حتما برا اینکه دیگه نتونن سر و صدا کنن -؟؟پس چرا من ندیدم ؟ حتما اونجا فرق داره با اینجا؟؟؟)
 حسابی چشام گرد شده بود و دهنمم باز مونده بود از تعجب
با تعجب خیلی زیاد گفتم واقعا دخترا رو میکنن تو گونی میبرن ؟ یعنی گونی میکشن تو سرشون که دیگه داد و بیداد نکنن؟..بابا اینجا که اینطوری نمیبرن حتما اونجا اینطوریه؟؟؟
مگه میشه ؟؟؟
که یه دفعه فرزاد و فرزین به طرز عجیبی منفجر شدن از خنده مگه دیگه خندشون بند می اومد ؟؟
اااااااااااا چرا میخندین خب ؟؟؟ کجای حرفم خنده دار بود ؟؟
آخه منظورمون از گونی که گونی نبود ؟
پس چی بود ؟
منظورمون همون ماشینای گشتشونه ...
.(تقصیر من چیه ؟اینا اینقدر جدی گفتن که راستی راستی باورم شده بود )
.....
بعدش بحث کشیده شد به کنترل اس ام اس ها
که فرزاد گفت :اس ام اس های مشکل دار یه راست همشون میرن وزارت ...مواظب اس ام اس هاتون باشین که سیاسی نباشه وگرنه براتون دردسر میشه .ممکنه پرونده سازی بشه .
بعد یه چیزی  گفت که دهنم اساسی صاف شد .
گفت :وزارت خیلی راحت میتونه بدون گذاشتن دوربینی چیزی ، تو خونتون رو ببینه .
اخه چطوری؟ مگه میشه ؟امکان نداره ؟ داری سرکارمون میذاری ؟
نه!!! باور کن.جدی میگم .باموبایلت اینکار رو میکنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 1:16  توسط .  |